اگر باور داشته باشيم كه در جامعه اي آزاد و فكور زندگي مي كنيم ، بايد نقش جرايد را در چرخه ي سازندگي و تكامل همه بخشهاي مختلف جامعه از جمله مديريت دولتي ، ورزش و . . . پذيرفته و از آن به عنوان اهرمي در جهت برداشتن موانع تكامل حوزه هاي  تأثيرگذار بر جامعه استفاده كرد . اهرمي كه با طرح سؤال شكل مي گيرد و با نيروي حاصله از يافتن جواب و راه حل مناسب ، كار خود را انجام مي دهد . در اين مثال نقش رسانه و خبرنگار را مي توان به پايه اهرم تشبيه كرد كه مشكلات و كاستي ها را ( هرچند كه برخي به چماق تعبير مي كنند ) به عنوان باري  بر دوش خود مطرح مي كنند تا اينكه با استفاده از منطق جمعي و نيروي پاسخگويي مسئولين ، سنگ هاي پيش رو را از ميان بردارند .

در كشور و استان ما هم ورزش به عنوان يكي از شاخصه هاي توسعه يافتگي جوامع ، از  عوامليست كه بسيار مورد توجه مردم و مسئولين قرار گرفته و اين نامه ي سرگشاده نيز به همين مناسبت ( يعني چاپ مقاله اي ورزشي در يك هفته نامه ي محلي ) نگاشته شده است.

عامل شكل گيري هر امري ، ابتدا نيت آن كار است كه فاعل آن را با چه هدفي انجام مي دهد و در مورد نگارش مقاله ي مذكور بايد به اين مثل مشهور اشاره كرد كه " هر كسي از ظن خود شد يار من " . اينكه ديگران در قبال چاپ اين مقاله چه نظري دارند به ديدگاه و نظر شخصي خود آنها برمي گردد اما نكته اينجاست كه هيچ كس نمي تواند يك نويسنده ي ورزشي را به قصدي غيراز اصول حرفه اي وي متهم نمايد . وقتي مطلبي در نشريات چاپ مي شود ، نگارنده نه به عنوان عقل تام بلكه به عنوان يك طراح سؤال روشنفكر ، موضوعي را مطرح و در معرض قضاوت جامعه قرار مي دهد و اگر هم كساني مورد انتقاد قرار گرفتند ، بايد از همان تريبون پاسخ داده و به افكار عمومي پاسخ دهد نه اينكه از روشهاي غير حرفه اي سعي بر خدشه دار كردن نفس سؤال كنند . متأسفانه برخي از گودنشينان در واكنش به اين مقاله به جاي بررسي و واكاوي مسايل مطرح شده و تلاش در جهت رفع نقايص ، اقدام به اقداماتي از جمله شايعه پراكني ، بمباران اطلاعاتي از طريق صدا و سيما و جرايد ، تشكيل جلسات و حتي تهديد نمودند ! شايد لازم باشد كه به ايشان توصيه و يا خواهشي كنم كه قبل از هر اقدامي بايد از اصول و قوانين آگاهي داشت و بر طبق آن عمل نمود ؛ بنابراين مطالعه ي قانون مطبوعات كشور را براي تمامي كساني كه ممكن است به هر نحو و عنواني وارد حيطه ي رسانه و مطبوعات شوند ، خالي از لطف نمي دانم .

و اما در جواب دوستاني كه شبهه ي تحريف در گفتار خود را پيش كشيده اند بايد خاطرنشان كرد كه در گفتگوهاي مطبوعاتي ، مصاحبه شونده بايد همانند مصاحبه گر بر گفتار ، لحن و معناي كلام خود احاطه داشته باشد و مسئوليت آن را به عهده بگيرد نه اينكه انتظار داشته باشد كه كلمات وي عيناً در متن نويسنده ي گزارش چاپ شود . چراكه يك روزنامه نگار بر اساس آموزشهاي فن مصاحبه  و پيشينه ي فكري كه درباره موضوع مورد بحث دارد با فرد آگاه ( مصاحبه شونده ) گفتگو كرده و مفهوم پاسخهاي مخاطب را در جريان نوشته ي خود قيد مي كند .  اينجاست كه فرق ميان يك روزنامه نگار با يك فرد عام مشخص مي شود ؛ وگرنه مي بايست هر كسي كه سواد خواندن و نوشتن داشت ، بتواند با ديگران مصاحبه كرده و ديكته ي گفتگوي خود را به عنوان يك مطلب خبري و يا مصاحبه به چاپ  برساند !

به فرض بعيد كه بنده به عنوان نگارنده ي مقاله به تحريف گفتار برخي از مصاحبه شوندگان محكوم شدم ؛ آيا مشكلي از ورزش و كاراته استان برطرف مي شود ؟ يا اينكه حاشيه پردازي ، ما را از پرداختن به اصل قضيه ـ كه همانا آسيب شناسي دقيق رشته ي رزمي كاراته است ـ منحرف مي كند ؟ با توجه به حديث شريف " مؤمن آئينه ي مؤمن است " ، آيا اگر كسي اشكالي را به ما نماياند ، بايد در جهت رفع آن مشكل برآئيم يا اينكه صافي و اصالت آئينه را زير سؤال برده و سعي بر شكستن آن كنيم ؟

به گفته ي الهي " هيچ گروه و ملتي پيشرفت نخواهد كرد مگر آنكه خود بخواهند . " بنده نيز به عنوان كوچكترين عضو خانواده ي بزرگ كاراته و شاگرد عرصه روزنامه نگاري كردستان ، وظيفه ي خود دانستم تا در حد بضاعت و توان تخصصي خويش اقدامي خيرخواهانه ، اصولي و شايد مفيد در جهت كمك به اين رشته ي پرطرفدار و باسابقه بنمايم .  

شايد ريشه ي اين همه جدال از آنجايي شروع شد كه هيأت محترم كاراته كردستان حاضر به ملاقات و گفتگو با بنده ي حقير نشد و بدين ترتيب فرصت استفاده از يك تريبون رسانه اي و ابراز نظرات خود را از دست داد و  حق قضاوت را به اينجانب داد تا بدون برخورداري از اطلاعات هيأت ـ كه خود موقعيت ابراز آن را ناديده شمرد ـ به تحرير مقاله ي مزبور بپردازم .

در اينجا لازم مي دانم بدينوسيله ي از تمامي اساتيد ، كارشناسان و اهالي ورزش و مطبوعات استان كردستان كه با رويي باز بنده را در تكميل آن مقاله ياري رسانده و روند تحرك حرفه اي خود را تا اينك ادامه داده اند ، سپاسگزاري نمايم . و همچنين بايد حسن رفتار نفر اول ورزش استان را به فال نيك گرفته و از جناب آقاي شفيعي تشكر كنم كه با ديدي باز ، منطقي و حرفه اي به اين قضيه نگريسته و آن را به عنوان امري حرفه اي ، خيرخواهانه  و در جهت رشد ورزش استان و بويژه كاراته قلمداد كرده اند .

در پايان اميدوارم كه اقدام بنده توانسته باشد با به چالش كشيدن فضاي ورزش و كاراته ي استان كردستان ، باعث تحرك بيشتر اهالي اين رشته ، ريشه يابي و رفع مشكلات و نهايتاً آغاز دوباره ي حركت روبه رشد آن شده باشد . /